"فکر هرکس به قدری همت اوست"

این مصرع را حافظ سالها پیش از من دزدیده بود؛اگرچه سخن حکیمانه ای است اما باید جامه ی نو به آن بپوشانیم و جان تازه ی دراین لفظ کهن بریزیم، نه اینکه روح حافظ را نا آرام کنیم و بگویم که حافظ بدگفته و اشتباه سردوده بلکه باید بگویم که دیگر گوشهای انسان قرن بیست و یک ومیزبان مهمان فربه یعنی تکنالوژی خریدار این سخن نیست.

باید گفت:

"فکر هرکس به قدر لاف و یا آرایش گزاف اوست" یک وقت فکر نکنید که ما دور از حاضران آنقدر بی ادب شدیم که هر کاسه و کوزه را برسر رییس لاف پران و رییس اجراییه آرایش تراش می شکنانیم

شما فکر کنید و یا نکنید مردم این فکر را کرده اند و به گزاره ی مهم رسیده اند  روزها کی رییس ما رسیدن به قدرت و وارد شدن به حجله ی حکومت را چون سراب می دید هر قدر قدرت داشت فریاد کشید و لاف زد که افغانستان را به پای امریکا می رساند؛ نه اینکه قربانی می کند! مردم فکر می کرد که هرچه نباشد 30 سال آب ونان آنها را خورده حق هم دارد شاید این کار را بکند او خودش هم باورش شده بود هرروز واژه های جدید و مفشن می یافت و دستار نوی از لاف را بر سرآن می بست مردم هم هرروز چاق تر می شد وامیدوار  حتا روزی که از سراب افتاد درآب خود را درمحفیل تحلیف دید آماسش فروکش نکرد که لافید که بافید

هنوز مردم زانوی امیدواری در بغل می فشرد که به یاد آرایش گزاف بازیگر اصلی صحنه هالیود وبالیودافتادیم و و کمترین انتظار را که داشتیم همین رشد صنعت آرایشگری بود که رییس را دلبریای کرده بود طفل انتظار که پیر شد هیچ که رونق این کسب مقدس در اطراف قصر مرمرین واقامتگاه ایشان خلاصه شد.

 این  است که مردم به این گزاره رسیده اند که" فکر هر کس به قدر لاف و یا آرایش گزاف اوست"و این است که  تیغ تیز نقد و طعن را به روی حافظ می کشد که اگر همت نداشتید ضرر نکرده اید  باید هنر جمع کردن لاف وگزاف را یاد بگیرید و حکومت وحدت لاف و گزاف را بسازید و یکی را برای آرایش واژها و دیگری را برای آرایش عبدلله به خدمت به بگرید فکرتان فلک شکن خواهد شد

اگر باورندارید امتحان کنید دارویست که در عطاری یافت می نشود